
عشق سرشار

قایقی باید ساخت
باید انداخت به آب
دور باید شد از این خاک غریب
همچنان باید راند
تا به آغاز شقایق
تابه آواز غناری

و مهتاب همچنان پرتو های نقره فام خود را از سر محبت
به ستاره ها می بخشد و ستاره ها
هرکدام نشانه ای می شوند از عشق
و تو ای مسافر
در کوچه پس کوچه های تنهایی
در ان شب که دگر هیچ ستاره ای سوسو نکرد
به یاد خورشید بمان